زنده باش... - تاریخ: 1398/8/23 ساعت: 8:41
هوا بد استتو با کدام باد میروی؟چه ابر تيرهای گرفته سينهی تو راکه با هزار سال بارش شبانه روز همدل تو وا نمیشود.زمان بیکرانه راتو با شمار گام عمر ما مسنجبه پای او دمیست اين درنگ درد و رنج.به سان رو
تابوتِ عشق - تاریخ: 1398/8/23 ساعت: 8:41
در سرزمینی که مرگپایانِ رنج هاستهرگز هیچکس تابوتِ عشق رابر شانه های من نخواهد دید ..
سپاس گزارِ - تاریخ: 1398/8/23 ساعت: 8:41
تو نیستیبهانه های کوچکِ خوشبختی نیستندتو نیستیمن نیستم_در نبودِ تو _لبخندهای کاغذی آلبومغرق شدنددر بارانِ بی دریغِ اشکتا سپاس گزارِ تو باشمکه به اندازه ی یک غریق نجاتِ غریبهتلاش نکردیبرای گرفتنِ مناز
به خاطر تو - تاریخ: 1398/8/23 ساعت: 8:41
به خاطر تو از تمام خوابها و خیابانهای جهان گذشتم ...بگو در پس کدامین چراغ روشن ایستاده ای تا شب را با خودم بیاورم ؟!...
عریانم - تاریخ: 1398/8/23 ساعت: 8:41
من عریانم، عریانم، عریانممثل سکوتهای میان کلام های محبت عریانمو زخم های من همه از عشق استاز عشق، عشق، عشق.من این جزیره سرگردان رااز انقلاب اقیانوسو انفجار کوه گذر داده ام...
هوای صاف - تاریخ: 1398/8/23 ساعت: 8:41
چه هوا صاف باشدچه نباشدجمعه روزی ست کهاز طلوع تا غروبشتنگی نفس دارم
بی بدیل خویش - تاریخ: 1398/8/23 ساعت: 8:41
انچنان هوایم رادر برگرفته ایز عطرحضوربی بدیل خویشکه نهمجال فکر استنه مجال اندوههر چه هستتوتوتوست
خواستن همیشه توانستن نیست - تاریخ: 1398/3/26 ساعت: 23:22
خواستن همیشه توانستن نیست من تو را می خواستم، توانستم؟لب داشتم، بوسه خواستم، توانستم؟دست داشتم، آغوش،توانستم؟گاهی خواستن توان نداردزورش به رفتن، نبودن، نیست شدن نمی رسد که نمی رسد!او هم که گفته کوه را
نکوهیده باشد گرت خلق و خوی - تاریخ: 1398/3/26 ساعت: 23:22
بدخویی خویش و نزدیک را از انسان دورمی کند و بیگانه را از او بیزارمینمایدنکوهیده باشد گرت خلق و خوی چنان کاید ازسوی گندآب بویکنی خویش و بیگانه از خویش دور توتنهاشوی گاه سوک و سرور
بغضی گرفته ... - تاریخ: 1398/3/26 ساعت: 23:22
بغضی گرفته راه گلویم به انتظارخواهم ببارم همچو باران بیقراردشوار زندگی بر من در سکوت محضدعا کنم سقف بر سرم شود آوار
یه وقتایی... - تاریخ: 1398/3/26 ساعت: 23:22
یه وقتایی هستنه گریه کردن آرومت میکنه نه نفس عمیقنه یه لیوان آب سرد نه داد زدنﻳﻪ ﻭﻗﺘﺎﻳــــــــي ﻫﺴـــــﺖ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ نیاز داریبرای همیشه نباشیﻫﻤﻴﻦ ….!!
غم .... - تاریخ: 1398/3/26 ساعت: 23:22
غم و دردم که ریشه کرده دردم چو بی تابم در این ویرانه هردمقرارم نیست همه روزو همه شببسان آن درختی خشک و زردم چارتر 724چارتر
دلمان با هیچ چراغی روشن نمیشد - تاریخ: 1398/3/26 ساعت: 23:22
باید آن شبهای مردنیو کمسو راتجربه کرده باشینمِ اندوهبارانِ شرجیخفه در آوایی مرموزآمیخته با بوی تند فقر ما مثل عنکبوتهای بیتجربهی کوچکتارهایی از کلمه میتنیدیمبه دور خودبه دور شببه دور درخت خوشعط